success closed Loading...

چشم انداز روابط استراتژیک ایران و چین

روابط ایران و چین از اهمیت بسزایی برخوردار است و چین بزرگترین شریک تجاری ایران است.

دو کشور ایران و چین به واسطه منافع مشترک همواره روابط نزدیکی با یکدیگر داشته‌اند. ایران از زمان های قدیم به دلیل موقعیت جغرافیایی‌اش نقش واسطه شرق و غرب را بر عهده داشته است، از همین رو سابقه دوستی عمیق دو کشور به واسطه جاده ابریشم به عنوان یک مرکز دادوستد و حمل‌ونقل به هزاران سال پیش باز می‌گردد. ایران و چین همکاری های تجاری متعددی با یکدیگر دارند و ایران علاوه بر نفت، بخشی از سنگ آهن و فولاد چین را نیز تامین می کند و چین نیز در بخش زیرساخت و تکنولوژی به ایران کمک می کند و می توان به ایستگاه متروی تجریش که به کمک چینی‌ها احداث شده اشاره کرد که بزرگ‌ترین ایستگاه مترو در خاورمیانه است. توسعه دو میدان نفتی آزادگان و یادآوران از دیگر پروژه‌های همکاری میان دو کشور است. در صنعت خودرو نیز سرمایه‌گذاری‌هایی از سوی چینی‌ها در ایران انجام شده است. دو کمپانی MVM و Chery سالانه 300 هزار خودروی چینی در ایران به فروش می‌رسانند. پس از سایپا و ایران‌خودرو این شرکت‎های چینی سومین فروشنده بزرگ خودرو در ایران محسوب می‌شوند. مقام های ایرانی خبر از تهیه یک برنامه استراتژیک 25 ساله با چین دادند. در مورد چشم اندازها و جزییات بیشتر این طرح با آقای محسن شریعتی نیا، کارشناس ایرانی مسائل ارتباط متقابل ایران و چین مرکز تحقیقات استراتژیک و عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران به گفتگو نشستیم.

اولین بار این طرح چگونه کلید خورد؟

این طرح اولین بار در سفر آقای شی جین پینگ به ایران در ژانویه سال 2016 توافق در سطح سران دو کشور در مورد تهیه این طرح انجام شد. بنظر می رسد که دو طرف کوششهای بیشتری را انجام دادند برای اینکه بتوانند یک نفشه راهی برای این روابط تهیه بکنند و در وضعیت فعلی بنظر می رسد با سیاست های یکجانبه گرایانه آمریکا علیه ایران و چین و فشاری که به دو کشور در شرق آسیا و خاورمیانه وارد می آورد، عملا کوششهای طرفین برای تدوین این سند افزایش پیدا کرده.

اهداف این طرح چیست؟

چشم اندازی که برای این طرح در نظر گرفته شده آنگونه که در رسانه ها گفتند مسولین دو طرف، ارتقای سطح روابط ایران و چین به سطح یک روابط راهبردی است به علاوه در این سند. در واقع در توافق اولیه در این نقشه راه از گسترش همکاری های اقتصادی دو کشور به بیش از یکصد میلیارد دلار هم سخن گفته شده که البته با توجه به تحریم هایی که علیه ایران اعمال شده چشم انداز گسترش روابط اقتصادی بسیار پیچیده تر است نسبت به زمانی که آقای شی جین پینگ به ایران سفر کردند. در آن زمان برجام تازه اجرایی شده بود و فضا برای سرمایه گذاری برای داد و ستد اقتصادی نسبت به الان بسیار بهتر بود. منتها در مجموع کلیدی ترین نکته در این سند ارتقای سطح روابط ایران و چین به یک رابطه راهبردی میان دو کشور مهم و کلیدی در غرب و شرق آسیا است.

چه عواملی می توانند در روند این طرح مانع ایجاد کنند؟

کلیدی ترین مانع تحریم های آمریکا است. البته برای اولین بار در تاریخ روابط چین، آمریکا به طور توامان به ایران و چین فشار می آورد. همزمان با تحریم ایران، آمریکا جنگ تجاری با چین را آغاز کرده و شرکت های چینی را تحت فشار قرار داده و به طور فزاینده ای رابطه چین و آمریکا در حال تیره شده است. بنابراین در فشار توامان آمریکا به ایران و چین در عین حال که رابطه را در حوزه اقتصادی محدوده کرده فرصت های جدیدی هم برای گسترش رابطه ایجاد کرده است. تمایل ایران و چین برای همکاری در جهت موازنه سازی در مقابل آمریکا، بنظرم بسیار بیش از گذشته هست و می شود این را از ملاقات های سطح بالایی که در ماههای اخیر بین رهبران دو کشور صورت گرفته، از بحثهایی که در مورد گسترش روابط صورت گرفته دریافت که دو کشور آمادگی بیشتری برای مقابله مشترک با فشار های آمریکا پیدا کرده اند.

این طرح چه حوزه هایی را شامل می شود؟

این طرح یک نقشه راه است، طبیعتا در نقشه راه خیلی از ابعاد فنی و جزییات صحبت نمی شود. این طرح یک طرح کلان و نقشه راهی است برای ارتقای روابط دو کشور در سطح راهبردی. طبیعتا از آنجاییکه ایران یک کشوری است که مهمترین مزیت نسبی آن، منابع انرژی و نفت هستند، قطعا نفت و گسترش تعاملات در حوزه نفت و گاز یکی از اجزای همکاری ها خواهد بود. اما به لحاظ فنی و در جزییات طبیعتا این همکاری ها در مذاکراتی که وزارت نفت ایران با طرفهای چینی خواهد داشت مشخص می شود.

برای اطلاع از جزییات بیشتر این طرح در حوزه های نفت و انرژی با آقای امید شکری کله سر، کارشناس ارشد مسائل امنیت انرژی در آمریکا به گفتگو نشستیم.

روابط ایران و چین در حوزه انرژی چگونه است؟

تا پیش از خروج آمریکا از برجام، چین روزانه تفریبا بین 700 تا 750 هزار بشکه نفت از ایران وارد می کرد و بزرگترین وارد کننده نفت ایران بود. ایران پیش از تحریمها و خروج آمریکا از برجام 9 درصد نفت چین را تامین می کرد و در زمان احمدی نژاد و تحت سیاست نگاه به شرق، شرکت های چینی حضور گسترده ای در اکثر پروژه های صنعتی ایران به ویژه بخش انرژی داشتند و در میادین نفتی و میادین گازی به ویژه میادین مشترک با عراق حضور فعالی داشتند. شرکت های سی ان پی سی و پترو چاینا ولی این شرکت ها در تکمیل پروژه ها در میادین مشترک تاخیر های زیادی داشتند که باعث می شد طرف عراقی برداشت بیشتری از میادین داشته باشد. تاخیر متعدد شرکت های چینی باعث شد که چیزی در حدود 40 میلیارد دلار به صنعت انرژی ایران خسارت وارد کند ولی در زمان اوباما و در زمان ترامپ با توجه به تحریم ها همه شرکت های چینی صنعت انرژی ایران را ترک کردند. در دوره برجام شرکت سی ان پی سی به همراه کنسرسیوم توتال و شرکت ایرانی برای توسعه فاز 11 پارس جنوبی قراردادی امضا کردند که پس از اینکه توتال به خاطر تحریمها فاز 11 را ترک کرد، به دنبال آن سی ان پی سی نیز این پروژه را ترک کرد و نتوانست حضور فعالی در صنعت انرژی ایران در دوران پسا برجام داشته باشد. تنوع بخشی به منابع انرژی و مسیرهای انتقال انرژی جزو اصول اصلی سیاست گذاری ملی انرژی چین است و چین دوست دارد که از منابع مختلف، نفت و گاز مورد نیاز خودش را تامین کند و همچنین دوست دارد که در این مناطق و مسیرها سرمایه گذاری کند. شرکت های خصوصی و دولتی چینی تحت سیاست تشویق شده اند که از کشورهایی که چین از آنها نفت و گاز وارد می کند سرمایه گذاری کنند.

چین چقدر علاقمند به گسترش روابط با ایران است؟

علاقمندی چین به حضور در ایران، هم از جهت اهمیت انرژی برای چین مهم است و هم چین انتظار دارد از موقعیت استراتژیک ایران و پروژه یک جاده یک کمربند یا همان راه ابریشم جدید استفاده کند که محور همکاری این دو کشور همان بحث انرژی است که هم سرمایه و تکنولوژی چین می تواند در زمین نفت و گاز و دیگر زیر ساخت ها به درد ایران بخورد و هم منابع عظیم نفت و گاز ایران می تواند در اهمیت انرژی چین نفش خوبی ایفا کند.

برخورد چین به تنش های اخیر در خلیج فارس چگونه است؟

با توجه به تنش در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز و اینکه نفت مورد نیاز چین بخش بزرگیش از این تنگه عبور می کند، چین مایل نیست که تنش ادامه پیدا کند و حتی حاضر شده است که در ائتلاف آمریکا برای امنیت تانکرها در خلیج فارس و تنگه هرمز حضور داشته باشد. برای کنترل رشد اقتصادی چین از این مسیرهای ترانزیت استقاده کند و به همین جهت چین دوست دارد که در حفظ امنیت این مناطق هم حضور داشته باشد و هم بتواند کاری کند که کنترل این مسیرها به دست کشورهای رقیب به ویژه آمریکا نیفتد.

همکاری چین در بخش انرژِی چگونه خواهد بود؟

حوزه انرژِی می تواند اهرم و محور اصلی همکاری های آینده ایران و چین باشد. این درست است که تکنولوژی شرکت های چینی در مقایسه با شرکت های اروپایی و آمریکایی در بعضی مواقع به وِیژه در آبهای عمیق قابل قیاس نیست ولی چون ایران نمی تواند از سرمایه گذاری شرکت های اروپایی و آمریکایی استفاده کند، شرکت های چینی می توانند تا حدی نیاز ایران را برآورده بکنند و از این طریق ایران بتواند با استفاده از تکنولوژی، تولید خود را افزایش دهد و هم در بازار جهانی سهم خود را حفظ کند و در صورت امکان افزایش دهد.

Enter.News